
بــوی عـطــر یــار دارد جمـعه ها
وعــــده دیـــدار دارد جمــعه ها
جمــعـه هـا دل یاد دلبـر مـی کنـد
نغمه یا ابـن الـحسن سـر مـی کنـد
کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
اللهم عجل لولیک الفرج
بنام خدا
اللهم عجل لولیک الفرج بحق الرضا(ع)
«آیا می آیی؟!...»
چه خوب آرام می گیرد دلم با یاد تو! آری
کسی در گوش من گوید که تو یک روز می آیی
بسی تنهایی و رنج و بسی رؤیای نافرجام
شدند یک کوله بار بر پشت این شبگرد تنهایی
صدایت می کنم هرروز و شب آرام وآهسته
بگو ای منتظر چون من در این ویرانه با مایی
اگر امروز من رنگ خزان است باوری گوید:
به روح زخمی انسان قسم ، منجی فردایی
تو تندیس طلوع سبزعشقی آخرین امید
منم رنگ غروب وغم ، نمی پرسی چه غمهایی
غم تنها شدن در جمع، غم نامردی مردان
غم مردن میان سرزمین مادری دروهم و تنهایی
تمام هستی ام جانا فدای خال لبهایت
زپا افتاده ام دیگرببین گشتم تماشایی
تمام سهم من از تو حضوری سبز در رؤیاست
به جان عشق دستم را بگیر مرد اهورایی
گذشتند جمعه ها بی تو همه خاموش و تکراری
من امشب زخمی هجران تو ، مهدی نمی آیی؟
از آن که می آید سخن گفت
یک داستان از روز ابری
یک قصه از باران به من گفت
می گفت می آید زمین را
سرشار باران می نماید
پر می شود دنیا ز لبخند
وقتی که آن آقا بیاید
می گفت یادت باشد آن روز
پیش از همه آماده باشی
می گفت باید ساده باشی
مادربزرگم آرزو داشت
پا در رکاب او بمیرد
می خواست قدری زنده باشد
تا در رکاب او بمیرد
مادربزرگم منتظر بود
تا در نیمه شعبان هر سال
با چشمهایش رو به بالا
خورشید را می کرد دنبال
مادربزرگم تا دم مرگ
آماده، روشن، با وضو بود
من مطمئنم او می آید
مادر بزرگم راستگو بود
شاعر: رفیعایی
اگر چه قحطی نور است .
اگر چه راه رسیدن
به قلب حادثه دور است .
برای منتظرانش
همیشه فصل حضور است .
مژده اي دل خستگان آن راحت جان خواهد آمد
حامي مستضعفان يار ضعيفان خواهد آمد
مصلح عالم كه باشد اين جهان در انتظارش
بهر اصلاح تمام حق پر ستان خواهد آمد
مطمئن باشيد اگر روزي از اين دنيا بماند
مهدي موعود غمخوار عزيزان خواهد آمد
صد هزاران پير گشته در فراقش همچو يعقوب
همچو يوسف نوگل زهرابه كنعان خواهد آمد
اي ستمكاران بترسيد از خدا وآه مظلوم
عاقبت آن داد خواه بي پناهان خواهد آمد
"بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است بال وپر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
زپشت پرده غیب به ما نظر دارد"
" میلاد گل نرگس مبارک "
اي خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب و يوسف.
ما كه ابراهيم نميشويم اسماعيل نفسمان را به قربانگاهت بياوريم.
ما كه يوسف نميشويم چشم بر زليخا ببنديم.
چه ميگويم كه زليخا امتحاني براي يوسف بود. همان يوسف كه آنقدر پوزه شيطان را بر زمين زد كه شيطان زليخا را به عنوان آخرين تير تركشش روانه به سمت يوسف كرد.
ما كه پيمان در اولين قدم لنگ است.
اما تو خداي گناهكارها هم هستي.
يوسف چنين گفت كه« اني لا ابرء نفسي ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربي»
همانا من نفس خود را تبرئه نمي كنم كه نفس هماره به سوي زشتيها ميخواند مگر آن كس را كه پروردگار بر او رحم كند.
اي خداي گناهكاران! اي فريادرس بيپناهان دستم بگير.
به من گفتند اولين لحظه كه چشمت به خانه خدا افتاد، هر دعايي بكني مستجاب است.
هزار و يك آرزو از دلم گذشت.
اما يكي بالاتر از همه بود.
خدايا براي چشمان سفيدشده از فراق پيراهن يوسفي ميخواهم. برسان.
«اِن ذُکِرَ الخَیرُ کُنتُم اَوَّلَهُ, اَصلَهُ و فَرعَهُ و مَهدِنَهُ و مَأواهُ وَمُنتَهَاهُ»
آنچه انسان رازنده دل نگه داشته وبه تلاش وتکاپو وا میداردامیداست.این ویژگی مهمی است که همه نسانها ازآن برخوردارند.گرچه بسیاری ازامیدهاناچیز یا بی فایده واحیاناًزیان باروگمراه کننده است.درقرآن کریم روی دواصل اسلامی رجاءوخوف (امید و بیم)زیاد تکیه شده است ودراین میان شیعه دارای چهارامیدوالاوبسیار ارجمند است.
1)دیدار حضرت مهدی(عج) 2)دیدار دولت حقّه ی مهدی(عج)3)آرزوی داشتن کمالات انسانی.4)سعادت جاودان یعنی لقای حضرت دوست و رسیدن به نعمت بی پایان بهشت(شیخ الرئیس کرمانی، 1383،ص21 ).
-
شرکت در این مسابقه محدودیت سنی ندارد.
-
علاقمندان می توانند از سراسر کشور در این مسابقه شرکت کنند و هیچ گونه محدودیتی در این زمینه وجود ندارد.
-
آثار ارسالی باید در قالب مفاهیم فرهنگ و هنر دینی اعم از مطلب یا عکس ارایه شود.
-
آثار می بایست به زبان فارسی ارائه شود.
-
تنها 20 مطلب آخر وبلاگ ها مورد ارزیابی واقع میگردد. بنابراین کاربران باید تنظیمات وبلاگ خود را بگونه ای انجام دهند تا با وارد شدن به وبلاگ , 20 مطلب آخر وبلاگ نمایش داده شود .
-
به شرکت کنندگان بومی استان یک امتیاز ویژه تعلق می گیرد.
-
زمان ارسال آثار باید تا حداکثر آخرین مهلت تعیین شده باشد و بدیهی است به آثاری که پس از این تاریخ ارسال گردد امتیازی تعلق نمی گیرد.
-
تمامی منابع و پی نوشت های مطالب باید در هر پست بلاگ درج گردد ( در صورت استناد به آیات، احادیث و روایات در مطالب ارسالی ذکر منبع الزامی می باشد.)
-
در حد امکان مطالب درج شده در وبلاگ ها بدور از کپی مطالب دیگر وب سایت ها باشد .بدیهی است تکرار این امر در پست های متوالی موجب کاهش امتیازات وبلاگ شما از سوی هیات داوران خواهد شد .
-
تمامی وبلاگهای شرکت داده شده در مسابقه باید برای مشخص نمودن حضور خود در مسابقه از بنر و یا علایم و حداقل لینک به صفحه www.Mahdi-Yar.blogfa.com استفاده نمایند.
-
. توصیه میکنیم شرکت کنندگان در یک پست کوتاه در وبلاگ خود به معرفی مسابقه بپردازند .
-
حتی الامکان در موضوع مورد نظر وبلاگ از شیوه های پژوهشی و تحلیلی استفاده گردد.
-
موضوع و نوع وبلاگ ها در حیطه فرهنگی و دینی آزاد میباشند . بنابراین هم مطالب نویسندگان و هم فتوبلاگ های مرتبط با موضوع فرهنگی و دینی قادر به شرکت در مسابقه خواهند بود .
به نکات زیر توجه نمایید :
1. داوری فنی وبلاگ ها بر اساس معیار های طراحی وب ( مرتبط بودن گرافیک وب با موضوع وبلاگ (شامل تصویر و انیمیشن )+ استفاده از اسکریپت های مناسب + استفاده از فونت و رنگ محتوای مناسب + چگونگی معرفی مسابقه به بازدید کنندگان توسط بلاگر شرکت کننده + نوع لینک دهی به وب سایت های مرتبط + جذابیت وبلاگ در موضوع وبلاگ + میزان بازدید از وبلاگ + وضعیت وبلاگ در موتور های جستجو و.... ) میباشد .
2. نکته : وبلاگ های با قدمت بالاتر بیشتر مورد توجه موتور های جستجو هستند .
3. از کپی مطالب دیگر وب سایت ها پرهیز و در صورت استفاده منبع اصلی را مشخص نمایید
4. وبلاگ ها هم بصورت گروهی و هم انفرادی قابل ارائه و مدیریت هستند .
5. تمامی وبلاگهای شرکت داده شده در مسابقه باید برای مشخص نمودن حضور خود در مسابقه از بنر و یا علایم و حداقل لینک به صفحه مسابقه
www.Mahdi-Yar.blogfa.com استفاده نمایند.
شهيد زنده یاد؛ مرتضي مطهري:
انديشه پيروزي نهايي نيروهاي حق و صلح و عدالت بر نيروي باطل و ستيز و ظلم، گسترش جهاني ايمان اسلامي، استقرار كامل و ارزشهاي انساني، تشكيل مدينه فاضله و جامعه ايده آل، و بالاخره اجراي اين ايده عمومي و انساني به وسيله شخصيتي مقدس و عاليقدر كه در روايات متواتر اسلامي از او به «مهدي» تعبير شده است، انديشه اي است كه كم و بيش همه فرق و مذاهب اسلامي – با تفاوتها و اختلافهايي – بدان مومن و معتقدند؛ زيرا اين انديشه به حسب اصل و ريشه، قرآني است؛ اين قرآن مجيد است كه با قاطعيت تمام، پيروزي نهايي ايمان اسلامي، غلبه قطعي صالحان و متقيان، كوتاه شدن دست ستمكاران و جباران براي هميشه، و آينده درخشان و سعادتمندانه بشريت را نويد داده است.
انتظار فرج
اميد و آرزوي تحقق اين نويد كلي جهاني انساني، در زبان روايت اسلامي « انتظار فرج » خوانده شده و عبادت، بلكه افضل عبادات شمرده شده است. اصل « انتظار فرج » از يك اصل كلي اسلامي و قرآني ديگر استنتاج ميشود و آن اصل «حرمت ياس از روح الله» است. مردم مومن به عنايات الهي، هرگز و در هيچ شرايطي اميد خويش را از دست نميدهند و تسليم ياس و نااميدي و بيهوده گرائي نمي گردند. چيزي كه هست اين «انتظار فرج» و اين «عدم ياس از روح الله» در مورد يك عنايت عمومي و بشري است نه شخصي يا گروهي، و بعلاوه توأم است با نويدهاي خاص و مشخص كه به آن قطعيت داده شده است.
دو گونه انتظار
انتظار فرج و آرزو و اميد و دل بستن به آينده دو گونه است: انتظاري كه سازنده و نگهدارنده است، تعهدآور است نيرو آفرين و تحرك بخش است، به گونه اي است كه ميتواند نوعي عبادت و حق پرستي شمرده شود؛ و انتظاري كه گناه است، ويرانگر است، اسارت بخش است، فلج كننده است. اين دو نوع انتظار فرج معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم مهدي موعود است؛ و اين دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بينش درباره تحولات و انقلابات تاريخي ناشي ميشود.
عليهذا هر اصلاحي محكوم است، زيرا هر اصلاح نقطه اي روشن است؛ تا در صحنه اجتماع دست نقطه روشني هست، دست غيب ظاهر نميشود بر عكس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعيض و هر حق كشي، هر پليدي اي به حكم اينكه مقدمه صلاح كلي است و انفجار را قريب الوقوع ميكند رواست، زيرا «الغايات تبر المبادي» (هدفها و وسيله هاي مشروع را مشروع ميكنند) پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است.
اينجاست كه گناه هم فال است و هم تماشا، هم لذت و كامجوئي است و هم كمك به انقلاب نهايي. اينجاست كه اين شعر مصداق واقعي خود را مي یابد:
در دل دوست به هر حيله رهي بايد كرد
طاعت از دست نيايد گنهي بايد كرد
اين گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهيان از منكر با نوعي بغض و عداوت مينگرند، زيرا آنان را از تاخير اندازان ظهور و قيام مهدي موعود (عجل الله تعالي فرجه ) ميشمارند. برعكس اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمير و انديشه با نوعي رضايت به گناهكاران و عاملان فساد مينگرند، زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مينمايند.
انتظار سازنده
آن عده از آيات قران كريم – كه همچنانكه گفتيم ريشه اين انديشه است و در روايات اسلامي بدانها استناد شده است – در جهت عكس برداشت بالاست. از اين آيات استفاده ميشود كه ظهور مهدي موعود حلقه اي است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزي نهايي اهل حق منتهي ميشود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف به اين است كه آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد، آياتي كه بدانها در روايات استناد شده است، نشان ميدهد كه مهدي موعود (عج) مظهر نويدي است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است:
« وعد الله الذين امنو {منكم} و عملو الصالحات ليستخلفنهم في الارض {كما استخلف الذين من قبلهم } و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوني لا يشكرون بي شيئا ….
خداوند به مومنان و شايسته كاران {شما } وعده داده است كه آنان را جانشينان زمين قرار دهد { همچنان كه پيشينيان را قرار داد }، ديني كه براي آنها آن را پسنديده است مستقر سازد، دوران خوف آانان را تبديل به دوران امنيت كند، (دشمنان آنان را نابود سازد)، بدون ترس و واهمه خداي خويش را بپرستند و اطاعت غير خدا را گردن ننهند، و چيزي را در عبادت يا طاعت شريك حق نسازند. »
ظهور مهدي موعود منتي است بر مستضعفان و خوار شمردگان، و وسيله اي است براي پيشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه اي است براي وراثت آنها خلافت الهي را در روي زمين:
« و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين . »
ظهور مهدي موعود، تحقق بخش وعده اي است كه خداوند متعال از قديم ترين زمانها در كتب آسماني به صالحان و متقيان داده است كه زمين از آن آنان است و پايان تنها به متقيان تعلق دارد:
«و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون.
حديث معروف كه ميفرمايد: «يملا الله به الارض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » نيز شاهد مدعاي ماست نه بر مدعاي آن گروه. در اين حديث نيز تكيه بر روي ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و ميرساند كه قيام مهدي براي حمايت مظلوماني است كه استحقاق حمايت دارند. بديهي است كه اگر گفته شده بود: « يملا الله به الارض ايمانا و توحيداً و صلاحاً بعد ما ملئت كفراً و شركاً و فساداً » مستلزم اين نبود كه لزوماً گروهي مستحق حمايت وجود داشته باشد. در آن صورت استنباط ميشد كه قيام مهدي موعود براي نجات حق از دست رفته و به صفر رسيده است نه براي گروه اهل حق ولو به صورت يك اقليت.
شيخ صدوق روايتي از امام صادق عليه السلام مبني بر اينكه اين امر تحقق نميپذيرد مگر اينكه هر يك از شقي و سعيد به نهايت كار خود برسد، پس سخن در اين است كه گروه سعداء و گروه اشقياء هر كدام به نهايت كار خود برسند؛ سخن در اين نيست كه سعيدي در كار نباشد و فقط اشقياء به منتهي درجه شقاوت برسند. در روايات اسلامي سخن از گروه زبده است كه به محض ظهور امام به ان حضرت ملحق مي شوند. بديهي است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نميشوند و به قول معروف از پاي بوته هيزم سبز نميشوند. معلوم ميشود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمينه هايي عالي وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش ميدهند. اين خود ميرساند كه نه تنها حق وحقيقت به صفر نرسيده است، بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر كمييت قابل توجه نباشد از نظر كيفييت ارزنده ترين اهل ايمانند و در رديف ياران سيد الشهداء.
از نظر روايات اسلامي، در مقدمه قيام و ظهور امام يك سلسله قيامهاي ديگر از طرف اهل حق صورت ميگيرد. آنچه به نام قيام يماني قبل از ظهور بيان شده است، نمونه اي از اين سلسلسه قيامهاست. اين جريانها نيز ابتدا به ساكن و بدون زمينه قبلي رخ نميدهد. در برخي روايات اسلامي سخن از دولتي است از اهل حق كه تا قيام مهدي ( عجل الله تعالي فرجه ) ادامه پيدا ميكند و چنانچه ميدانيم بعضي از علماي شيعه كه به برخي از علماي شيعي معاصر خود حسن ظن داشته اند، احتمال داده اند كه دولت حقي كه تا قيام مهدي موعود ادامه خواهد يافت همان سلسله دولتي باشد اين احتمال هر چند ناشي از ضعف اطلاعات اجتماعي و عدم بينش صحيح آنان نسبت به اوضاع سياسي زمان خود بوده، اما حكايتگر اين است كه استنباط اين شخصيتها از مجموع آيات و اخبار و احاديث مهدي اين نبوده كه جناه حق و عدل و ايمان بايد يكسره در هم بشكند و نابود شود و اثري از صالحان نماند تا دولت مهدي ظاهر شود، بلكه آن را به صورت پيروزي جناه صلاح و عدل و تقوا بر جناح فساد و ظلم و بي بند و باري تلقي ميكرده اند.
از مجموع آيات و روايات استنباط ميشود كه قيام مهدي موعود (عج) آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزه حق و باطل است كه از آغاز جهان بر پا بوده است. مهدي موعود تحقق بخش ايده آل همه انبياء و اولياء و مردان مبارز راه حق است.
منم نشسته تا ابد به راه تو!
بدان!
نمی دهیم از کف این امید، نمی رود ز دست هایمان گل سپید یاس شام های با تو گفت و گو
صبحگاه عهد، عصرگاه بغض و آل یس، نیمروز جست و جو، .......پدر! دلم گرفته بی نگاه تو!
بگو! چرا، اسیر دام شام شد پگاه تو! منم نشسته تا ابد به راه تو! بیا پدر........بیا! بیا!

دو دستت را علی گیرد نگهدارت خداباشد
![]()
![]()
![]()
ترسم تو بیایی ومن آن روز نباشم
دلم چه شور می زند
خزان ز راه می رسد ، جوانه پیر می شود
نفس چه زود می رود ، بیا که دیر می شود
شب است و باد می وزد ، چگونه صبح می کنی؟
دلم چه شور می زند ، به غم اسیر می شود
چه راهها که بی عبور تو غبار می خورد
چه دشتها که بی حضور تو کویر می شود
همیشه در تخیّلم ز شوق وصل ، خرّمم
نگو ز هجر با دلم ، بهانه گیر می شود
اگر نیایی ای بهار آرزوی فاطمه!
مرام تازیانه خدشه نا پذیر می شود
که گفت زود می رسی؟"چه دیر زود می شود"
نفس نمانده زود باش!بیا که دیر می شود
شهادت بنیانگذار مذهب جعفری
بر همه شیعیان آن
حضرت تسلیت باد
نه از خاكم
نه از بادم
نه در بندم
نه آزادم
نه آن ليلاترين
مجنون
نه شيرينم
نه فرهادم
فقط
مثل تو غمگينم
فقط
مثل تو دلتنگم
اگر آبي تر از آبم
اگر همزاد مهتابم
بدون تو چه بي رنگم
بدون تو
چه بي تابم

اللهم عجل لوليك الفرج
در اين ليالي قدر ما را هم دعا كنيد بي نهايت
التماس دعا شديد
![]()
![]()
![]()
![]()
دستهايم خالي است .آنها را به سوي تو مي آورم.
هرچه داشتم از لاي انگشتهايم ريخته است .
تو كمي از خودت را توي دستهاي من ميريزي
و به من مي گويي مراقب خودم باشم
تو را به خاطر آنچه كه از خودت به من دادي سپاس !
دل تنگ كه ميشوم به گنجينه كوچكم نگاه مي كنم .
وقتي در برابر دستهايي كه از ديگران پراند،كم مي آورم
به گنجينه كوچكم نگاه ميكنم
.مي بينم كه تو همچنان در من زنده اي وزندگي ميكني.
تورا به خاطر انكه مرا ترك نمي كني سپاس!
به خاطر اينكه يك روز از هواي درونم نفست نمي برد سپاس!
به خاطراينكه مثل پيچك توي تنم ميپيچي واز من بالا ميروي ،سپاس!
اگر آدم ها را دوست دارم به خاطر دستهايشان است .
همه يك روز دستهاي خالي شان را به سوي تو آورده اند
تو ،توي دستهاي همه جاري شدي
ودر روح هريك جايي براي خودت پيدا كردي وماندي .
وسايه خدايي ات روي سر همه افتاد.
تورا براي اين كه بودي سپاس !
تو را براي اين كه هستي سپاس!



