منم نشسته تا ابد به راه تو!
بدان!
نمی دهیم از کف این امید، نمی رود ز دست هایمان گل سپید یاس شام های با تو گفت و گو
صبحگاه عهد، عصرگاه بغض و آل یس، نیمروز جست و جو، .......پدر! دلم گرفته بی نگاه تو!
بگو! چرا، اسیر دام شام شد پگاه تو! منم نشسته تا ابد به راه تو! بیا پدر........بیا! بیا!
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387;ساعت 7:14 قبل از ظهر;
توسط منتظر; |


